تبليغاتX
انديشه پاك

سیمان همچنان سرگردان

در حالی که هم اکنون موج خصوصی سازی در کشور به راه افتاده است و ایران به سمت عضویت در سازمان تجارت جهانی و اقتصاد باز پیش می رود متاسفانه دولت کنونی با اقدامی نسنجیده در ابتدای به قدرت رسیدن خود سیمان را به سبد حمایتی وارد کرد که مشکلات زیادی را نیز به وجود آورد.

در گزارش زیر به بحث های اخیر درباره توزیع و صادرات سیمان پرداخته شده است.

گزارش من درباره وضعيت فعلي سيمان در كشور

نوشته شده توسط در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 ساعت 21:4 | لینک ثابت |

                               اگر تنهاترین تنها شوم ٬

                                                            باز هم خدا هست ...

دكتر علي شريعتيدكتر علي شريعتي

"I have no religion, but if I were to choose one, it would be that of Shariati's."
-Jean-Paul Sartre

من هیچ دینی ندارم اما اگر قرار باشد دینی انتخاب کنم انتخاب من دین شریعتی خواهد بود

ژان پل سارتر

سايتي درباره شريعتي

نوشته شده توسط در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 ساعت 0:16 | لینک ثابت |
بخش دیگری از طرح امنیت اجتماعی مربوط به برخورد با اراذل و اوباش است. این عکس ها به وضوح نحوه برخورد با اراذل و اوباش را نشان می دهد. به قول یکی از دوستان خبرنگارم می توان نگاه دو جانبه ای داشت هم می توان ناراحت شد و هم خوشحال. ناراحت به این دلیل که بالاخره این ها هم انسانند و باید باانصاف با آن ها برخورد کرد و خوشحال برای اقدامات کثیف آن ها.وقتی اشک های مادر نگران دختر خود را در ذهنم تداعی می کنم بی گمان خوشحال می شوم که این گونه با آن ها رفتار می شود.

قضاوت با شما

عکس های خبرگزاری ایسنا

عکس های خبرگزاری فارس(۱) (2)

 

نوشته شده توسط در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 23:7 | لینک ثابت |

بنا بر گزارش يك نهاد نظارتي، سفرهاي خارجي مسئولان سه قوه در سال 1385، بيش از 74 ميليارد تومان براي بيت‌المال هزينه در بر داشته است.

بنا بر اين گزارش، در سال 1385 مجموع سفرهاي سران سه قوه، وزرا و معاونان قواي سه‌گانه و هيأت‌هاي پارلماني كه به عنوان سفرهاي كاري به خارج از كشور رفته‌اند، حدود 74 ميليارد تومان از بودجه كشور را صرف کرده است.

هزينه اين سفرها در سال 1385 نسبت به سال 1383، حدود 48 درصد افزايش پيدا كرده كه شامل هزينه حمل‌ونقل هوايي و اقامت است.
بنا بر اين گزارش، استفاده از هواپيماهاي تشريفاتي و پروازهاي اختصاصي، بيشترين سهم را در هزينه‌هاي سفر مسئولان داشته است.

اين نهاد نظارتي در گزارش خود، علاوه بر تحميل هزينه‌هاي سنگين به بيت‌المال، غيبت‌هاي پياپي و طولاني مسئولان مربوطه در داخل كشور و معطل ماندن فعاليت‌هاي تحت مسئوليت اين افراد، به ويژه برگزاري جلسات و نشست‌هاي تصميم‌گيري را از جمله پيامدهاي افزايش بي‌رويه سفر مسئولان به خارج از كشور ارزيابي كرده است.

منبع : سایت بازتاب

نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 3:3 | لینک ثابت |

فضا را بايد شكست

 

 

 

فضاي امروز ايران براي همه خبرنگاران كشور فضايي آشناست. البته براي خبرنگاراني كه واقعا خبرنگار باشند. فضايي آشفته توام با مجموعه اي از بروكراسي اداري. وقتي براي مصاحبه با سازماني تماس مي گيري بايد از هفت خوان رستم بگذري. از فرستادن نامه و فكس گرفته تا تماس هاي تلفني متعدد همه همه بايد انجام شود تا شايد در پايان جناب آقاي ايكس حاضر به مصاحبه شوند. به راستي چرا فضاي كشور چنين است؟ خنده دار است امروز به اداره كل ارشاد يكي از استان هاي محروم زنگ زدم و از قسمت مطبوعات آن اسم چند نشريه استان مربوطه را درخواست كردم. در كمال ناباوري خانم پشت تلفن براي دادن تنها چند اسم نشريه به من گفت كه بايد نامه بزني و بعد از تاييد نامه و قبول رئيس ما براي شما اسامي را مي فرستيم. واقعا خنده دار است كه اسم نشريات هم جزو اطلاعات محرمانه قرار گرفته است. حال مي توان نتيجه گرفت كه چرا در كشور استان هاي محروم وجود دارد. تا زماني كه امثال اين خانم و روساي ايشان بر سر كار باشند وضع بدين منوال پيش خواهد رفت. اما آيا بايد نشست و دست روي دست گذاشت. اگر او اسم نشريات را به من نداد آيا من نمي توانم اسامي را از جاي ديگري پيدا كنم؟ وظيفه اصلي يك خبرنگار نيز دقيقا چنين است. يك خبرنگار نبايد انتظار داشته باشد كه با او برخورد خوبي داشته باشند خصوصا در ايران. همواره بايد منتظر شنيدن انواع ناسزاها باشد و در برابر آن ها سكوت كند. در كل يكي از ويژگي هاي يك خبرنگار ميزان پوست كلفتي اوست. هر چه اين ميزان بيشتر شود ارزش يك خبرنگار نيز بيشتر مي شود. خبرنگار بايد بدون توجه به موانع به دنبال هدف خود باشد. مرزها را درنوردد. شايد چنين فضايي در كشور حاصل گذشتگان ما باشد. در واقع شايد آن ها با اهمال كاري خود اين فضا را به ارث براي ما گذاشتند. اما ما نبايد اجازه دهيم اين فضا ميراث فرزندانمان شود. بايد تلاش كنيم.بايد آن قدر تلاش كرد تا فضا شكسته شود.بله. بايد فضا را شكست.

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 ساعت 22:57 | لینک ثابت |
حسرت ها و افسوس ها

نمايشگاه بين المللي كتاب با همه حرف ها و بحث هاي پيرامون آن بالاخره تمام شد. اما بايد ديد آيا نمايشگاه امسال موفق تر از سال قبل بود و آيا اصلا موفق بود؟

بعد از بحث هاي مفصل بالاخره قرار شد مكان برگزاري نمايشگاه بين المللي كتاب از محل دائمي نمايشگاه هاي تهران به مصلاي تهران انتقال يابد. تنها دليلي كه براي اين كار ذكر شد ترافيكي بود كه در محل دائمي نمايشگاه هاي تهران به وجود مي آمد در حالي كه اين ترافيك سال هاي قبل نيز وجود داشت و مردم نيز هيچ مشكلي نداشتند. در عوض اگر ترافيك به وجود مي آمد داخل نمايشگاه فضاي مناسب براي حركت كردن درون غرفه ها و غذاخوري و بقيه امكانات وجود داشت.

من وقتي براي بازديد از نمايشگاه به مصلي رفتم اصلا جرات نكردم به داخل غرفه ها بروم چرا كه در يك فضاي چند متري هزاران نفر در حال لوليدن درون يكديگر بودند. بدون هيچ تهويه اي و راهنماي دقيق. اين هديه آقاي صفار هرندي وزير محترم ارشاد به مردم است كه البته اين اقدام ايشان به غير از فيلتركردن سايت بازتاب و محدود كردن روزنامه هاي كشور است.

اما اظهار نظرهاي برخي از مسوولان رده بالاي كشور در حاشيه نمايشگاه جالب بود :

حدادعادل در اختتاميه نمايشگاه كتاب :
متاسفانه به يك كشور عقب‌مانده در علم تبديل شده‌ايم

يك وكيل دادگستري گفت: غفلت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و امور خارجه درخصوص ارائه و توزيع كتاب‌هايي كه از عناوين مجعول براي خليج فارس استفاده كرده‌اند، قابل بخشايش نيست.

غرفه «كشور عمان» در نمايشگاه بين‌المللي كتاب تهران، كتابي را به بازديدكنندگان «هديه» داد كه در آن بارها از عنواني مجعول براي ناميدن «خليج فارس» استفاده شده است. علاوه بر آن كتاب "مباني تاريخ ساسانيان" نيز به دليل تحريف نام خليج فارس از نمايشگاه جمع‌آوري شد.

صفار هرندي در اختتاميه ي نمايشگاه كتاب :

مصلا اين مشكلات را براي نمايشگاه بعدي نخواهد داشت.

منبع : ايسنا

نوشته شده توسط در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 ساعت 20:41 | لینک ثابت |

قضاوت با شما

 

سه شنبه ۱۸ اردیبهشت برای پوشش برنامه خبری نشست وزیر صنایع و معادن با تشکل های صنفی و فعالان صنایع غذایی به سعادت آباد رفتم. بعد از کلی بدبختی و انتظار و گذشتن از سد محافظان جناب وزیر ایشان به جای جواب به سوالات این سخنان را بار بنده فرمودند. البته از آقای وزیر تشکر می کنم که حداقل در پایان به یک سوال من جواب دادند.

 

http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-919571&Lang=P

 

  

 

عليرضا طهماسبي – وزير صنايع و معادن – درباره خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به خبرنگار صنعت و معدن اين خبرگزاري گفت: خبرگزاري ايسنا مواضع ضددولتي دارد و ضددولت تحليل مي كند و تحليل هاي آن اصلا منصفانه نيستند.

وي در پاسخ به اين كه اگر مواضع ايسنا ضد دولتي هستند چرا در روزهاي اخير چندين وزير دولت از ايسنا بازديد كرده اند گفت: وزيراني كه به ايسنا آمدند نيز در پشت پرده همين اعتقاد را دارند.

وي اضافه كرد: همه آن ها مثل من صريح نيستند.

وي توضيح داد: مواضع ايسنا و تحليل هاي اقتصادي آن حتي در بخش سياسي در جهت مخالفت با دولت است و ما حداقل اين انتظار را داريم كه ايسنا در تحليل هاي خود بي طرفي را رعايت كند كه چنين كاري نمي كند.

وي اضافه كرد: از ايسنا انتظار نداريم كه از دولت حمايت كند اما اين انتظار را داريم كه بي طرفانه تحليل كند.

وي در پاسخ به خبرنگار ايسنا كه از او پرسيد چرا درباره ايسنا بي انصافي مي كنيد پاسخ داد: همه حرف هاي خود را ذكر مدرك بيان مي كنم.

وي همچنين در جواب اين سوال كه آيا امسال از خبرگزاري ايسنا بازديد مي كند گفت: تا وقتي ايسنا عملكرد خود را اصلاح نكند ممكن است من به خبرگزاري ايرنا بروم اما به ايسنا نمي آيم.

البته وزير صنايع در گوشه اي از گفت و گويش با خبرنگار ايسنا به اين مطلب اذعان كرد كه اخبار خبرگزاري ايسنا را به خصوص در بخش صنعت و معدن به طور جدي و مداوم دنبال مي كند.

 

نوشته شده توسط در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 ساعت 8:15 | لینک ثابت |

اپيزود اول

 

دانشگاه :

 

دانشگاه آزاد .... گريان.نااميد.شايد تمام.مادرش رنجور.پدرش.شايد اگر نمي داشت بهتر بود.اما امروز حكومت اسلامي چه مي كند.آيا نپرداختن شهريه مساوي اخراج.به همين راحتي.آيا حكومت اسلامي مساوي كاپيتاليسم غرب.يعني پول در قبال خدمت.تازه در كاپيتاليسم غربي نيز كمك هاي دولتي به مردم ضعيف وجود دارد.شايد ديگر تحصيل مساوي پول.اما آيا تحصيل مساوي پول.آيا آن از ما بهتران كه در فلان دانشگاه خارج دكتري گرفته مي داند.دكتر ايكس مي داند؟.نمي داند.اما مي داند.به روي خودش نمي آورد.دختر همچنان گريان.نااميد.

 

اپيزود دوم

 

ورزشگاه :

 

به چه مي نگرد.شايد به گذشته.ديروز.اما امروز.غرور گذشته.شايد انگار غرورش را فراموش كرده.شايد نمي دانست كه هر فرازي فرودي دارد.مورينيو.پرتغالي يا پرتقالي.شايد فكر مي كرد مي تواند معجزه كند.داد و فريادش تاثيري ندارد.هياهو بي معنا.شايد اعتراض هايش تخليه ذهنش باشد.يك ذهن آشفته.غرور را براي چه مي خواست.تا فخر بفروشد؟ آيا ورزش مساوي غرور. يا رقابت غول هاي سرمايه داري مساوي استثمار ورزشكاران.يا بردگي ميليون ها نفر بيننده و تماشاچي.قرمز و آبي.

 

اپيزود سوم

 

وزير :

 

سالن مملو.جا نيست.شايد جاي سوزن انداختن هم نباشد. گرما. مذاكره. صحبت. اعتراض.شايد خنده.اما مشكلات.وزير با خود چه مي انديشد.آمار.شايد استفاده از آمار بهترين راهكار.شايد گفتن كارهاي كرده گذشته چاره ساز.آيا فرار؟ فرار از زير بار مسووليت.آيا اهمال.سهو يا عمد؟ معترضين مي دانند حرف هايشان تاثير چنداني ندارد اما براي تسكين قلب خود هم كه شده مي گويند.توليدكننده داخلي شايد فراموش شده.كفش چيني.نستله.لوازم خانگي خارجي.مسوول چاره اي بينديش.امروز وقت داري.فردا كه بيايد شايد ديگر وقت نداشته باشي و آن وقت در محضر خدا چه جواب خواهي داد؟

 

 

نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 22:35 | لینک ثابت |

اپيزود اول

 

مدرسه :

 

امتحان پايان ترم.اضطراب.كمي ترس.ويژگي هاي امتحان پايان ترم.دختر خوب درس خوانده.وقتي داشت از خانه بيرون مي آمد تا به مدرسه برود مادر برايش اسفند دود كرد و او را از زير قرآن عبور داد.آرامشي عميق دختر را فراگرفت.آرامشي ژرف.اين آرامش تا لحظه رسيدن به مدرسه ادامه داشت و قلب او را لبريز كرد.سر امتحان.جواب سوال ها را سريع مي نويسد.انگار براي رفتن عجله دارد.سوال پنجم.سوال ششم.انگار مانند پرنده اي است كه براي آزادي لحظه شماري مي كند.مادرش را بياد مي آورد كه در خانه براي موفقيت او قرآن مي خواند.ناگهان نگاهش به بغل دستي اش مي افتد. خيره مي شود.قلبش مي تپد.او را مي شناسد.هفته قبل مادرش از دنيا رفته بود.نگاهي به ورقه.چيزي ننوشته.شايد اگر در امتحان رد شود اندوهي دوچندان بر او مستولي مي شود.در يك لحظه تصميمش را مي گيرد.پايان امتحان.ورقه هاي گرفته شد.دختر مي خندد.به او تبسم مي كند.اگرچه ورقه اش را هنگام تقلب گرفتند اما او هم مي خندد.دختر حس مي كند خواهري دلسوز پيدا كرده است.مادر همچنان قرآن مي خواند.زنگ زده مي شود.دختر خواهرش را به مادر نشان مي دهد.مادر او را مي بوسد.انگار خدا مادري ديگر به او داده است.

 

اپيزود دوم

 

آسايشگاه :

 

پيرزن خيره نشسته است.به يك نقطه مي نگرد.شايد به دوران جواني.در جواني پرشور بود.شوهرش 20 سال قبل مرده بود.او از 20 سال پيش تا حالا ازدواج نكرده است.وفاداري.مردان زيادي به خواستگاري اش آمدند اما نوعي حس وفاداري او را از ازدواج مجدد بازداشت.تنها بچه اش هم چند سال بعد در راه مدرسه تصادف كرد و مرد.امروز او اينجا.شايد تنهاترين.خاطراتش را مرور كرد.شايد ديگر خاطره اي برايش نمانده تا مرور كند.پرستار مي آيد تا او را به اتاق ببرد.پيرزن همچنان خيره است.پيرزن جان داده است.

 

اپيزود سوم

 

نمايشگاه كتاب :

 

دختر جوان نگاه مي كند.شلوغ است.ازدحام جمعيت.از بچه دوساله تا پيرمرد 70 ساله.دختر جوان همچنان نگاه مي كند.نگاهش در جمعيت مي چرخد.بعضا به غرفه ها مي نگرد و برخي اوقات به پسرهايي كه رد مي شوند.بعضي از پسرها بي توجهند و مشغول به بررسي كتاب ها . اما بعضي مثل دخترجوان.دختر جوان خسته است.نمي دانم.شايد نيازهايش بي جواب.چند روز خواهرش را در يكي از خيابان هاي شهر گرفتند.خواهرش هم مثل او.نگاهش هنوز جستجو مي كند.روي لبخندي مي ايستد.دختر راضي.پسر دستش را مي گيرد.با هم مي روند.مردم همچنان بي اعتنا.شايد جامعه هم.

 

اپيزود چهارم

 

اجلاس :

 

پشت ميز.با خود چه مي انديشد.شايد انتظار دارد كه او بيايد و شروع كند.اما نگران است.نگران مسولان رده بالا.جواب آن ها چيست.اما نه دستورات را اجرا مي كند.او با خود چه مي انديشد.افكارش براي شروع جنگ.سال هاي رفته.او هم به رده بالاها مي انديشد.شايد او هم بخواهد.پايان اجلاس.همچنان پشت ميز . او نيز همچنان پشت ميز.حرفي زده نشد.فقط نگاه ها.دو ملت همچنان منتظر.شايد در جايي ديگر.

نوشته شده توسط در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386 ساعت 22:31 | لینک ثابت |
 
business articles