تبليغاتX
انديشه پاك
برخي خبرنگاران به روزمرگي دچار مي شوند

برخي از كار دلزده مي شوند

برخي به حالت ميانه بسنده مي كنند ...

اما به راستي آفت خبرنگاري چيست ؟ متاسفانه فضاي خبر در كشور به گونه اي است كه كمتر خبرنگاري به دنبال چالشي و پر اهميت گام بر مي دارد. اين جدا و واقعا يك آفت براي اين حرفه است. ذات خبرنگاري با هيجان چالش برخورد و شايد هم سكته از نوع قلبي همراه باشد. در واقع خبرنگاري بدون اين ها اصلا خبرنگاري نيست. بعضي به دنبال منافع پنهاني خود هستند و از دادن اخبار چالشي خودداري مي كنند و برخي نيز اصلا حوصله دادن خبر چالشي ندارند و اين باعث مي شوند بقيه كه مي خواهند خبرنگار واقعي باشند دچار مشكلات واقعي شوند. اين عده از خبرنگاران مدام از طرف دوستان خودي و محافظه كاران تحقير و مورد سرزنش قرار مي گيرند. در واقع سرزنش هاي اين افراد به ظاهر دوست هزاران بار گزنده تر از توهين و افتراي مسوولان است و مصداق ضرب المثل شريك دزد و يار قافله هستند.

از طرف ديگر هم خبرنگار نبايد بي خود دست به انتقاد بزند و بايد كاملا حساب شده و با اطلاعات گام بردارد تا هر مشكلي پيش آمد جوابگو باشد. اين كه صرفا انتقاد كنيم آن هم از نوع تخريب كننده به هيچ وجه درست نيست زيرا بهرحال افراد كارهاي مثبت نيز انجام مي دهند.

به نظر من نوعي از خبرنگاري درست است كه خبرنگار در حال تعادل باشد متمايل به نقد و انقاد از نوع سازنده اما در عين بك روحيه چالشي و هيجاني نيز به صورت نهفته در او باشد تا در مواقع لازم از آن بهره لازم را ببرد.

نوشته شده توسط در شنبه سی ام تیر 1386 ساعت 21:10 | لینک ثابت |
از مزار قیدار نبی تا کارخانه سیمان زنجان

این دفعه با برو بچه های خبرنگار رفتیم زنجان برای افتتاح کارخانه سیمان زنجان. سفری خوبی بود. در واقع هر سفری تجربه ای با خود به همراه دارد. و جدا برای خبرنگارا لازمه چون باید مدام تجربه کسب کنند و ببینند و بنویسند. من تا یک کارخانه سیمان نبینم چطور می توان درباره سیمان و مشکلات آن بنویسم؟ جالب بود. بعد از ظهر از بچه ها که اغلب خواب بودند جدا شدم و رفتم تا مزار قیدار نبی رو ببینم. محوطه محقری بود. اما اطرافش گل کاری جالبی شده بود. اما در یک لحظه صحنه جالبی هم دیدم یک دختر و پسر درست پشت گنبد مزار قیدار نبی نشسته بودند و با هم حرف می زدند اول توجهم به آن ها جلب نشد اما بعد از مدت کوتاهی برگشتم دیدم مثل این که یک آقایی که مسوول محوطه بود به مامور خبر داد اونارو بگیرند اول دختره از یک طرف پا به فرار گذاشت و پسره رو گرفت که بعد از چند قدم او هم یکدفعه پا به فرار گذاشت صحنه تامل برانگیزی بود. بیرون از محوطه مزار که رفتم سر کوچه پسر رو دیدم که با نگرانی به داخل کوچه نگاه می کرد و با تفکرات خودم آن جا را ترک کردم. هوای زنجان هم خیلی عالی بود. صبح آفتاب بود اما در عین حال باد مطبوعی هم می وزید. مراتع زنجان هم در نوع خود جالب و وسیع بودند. تو زنجان با همکار ایسنایی منطقه زنجان هم آشنا شدم و گپی هم با هم داشتیم. بهرحال امیدوارم این کارخانه سیمان باعث رشد اون منطقه بشه و مردم اونجا رو از محرومیت نجات بده نه اين كه مثل خيلي پروژه هاي ديگه فقط براي تبليغات باشه.

نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386 ساعت 22:49 | لینک ثابت |
امروز برای برنامه چهلمین سال تاسیس سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران رفته بودم.

حداد عادل طهماسبی مفیدی و همه همه آمده بودند همه حرف زدند شاید همان حرف های تکراری همیشگی. اماجالب اینجاست که نه آقای حداد و نه آقای طهماسبی برای مصاحبه با خبرنگاران توقف نکردند و همچون گذشته بی تفاوت نسبت به خبرنگاران رفتند. اما در این مراسم یک بار دیگر به من ثابت شد که هنوز هم بعضی مسوولان هستند که به فکر مردم هستند و به قول معروف خاکی هستند.

بعد از اتمام مراسم منتظر ماندم که با طهماسب مظاهری وزیر سابق اقتصاد و دارایی و مدیرعامل فعلی بانک توسعه صادرات مصاحبه کنم. آقای مظاهری چندان آماده مصاحبه نبود اما با فروتنی مرا به دفتر خود دعوت کرد و علاوه بر آن حتی با ماشین خود نیز مرا رساند. اول که گفت ماشین داری یا نه و گفتم ندارم و گفت بیا سوار شو جا خوردم. اما برای یک لحظه فهمیدم که هنوز هم مسوولانی وجود دارند که با مردمند. تو ماشین گپ و گفت کوتاهی کردیم و خاطره ای نیز از پدرم که با او آشنایی قدیمی داشت تعریف کرد. این اتفاق خستگی کل روز رو از تنم درآورد و یک بار دیگر به آینده امیدوارتر شدم.

نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 ساعت 21:25 | لینک ثابت |
امروز در جريان امضاي يك قرارداد معدني بين ايران و چين نكته جالبي مطرح شد

نماينده مردم طبس در مجلس با انتقاد شديد از عملكرد روس ها در قبال تعهداتشان نسبت به ايران گفت كه ديدگاه مثبتي از اين كشور در ايران وجود ندارد

در واقع نيز روس ها در طول تاريخ خيانت هاي زيادي به ايران كرده اند. از جناياتشان در زمان قاجارها و قبل از آن كه بگذريم و حتي يك فيلم هم درباره آن ساخته شد و از تلويزيون پخش شد حتي الان هم روس ها به خيانت هاي خودشان ادامه مي دهند تاخير در راه اندازي نيروگاه بوشهر از اين قبيل است.

شايد خيلي ها پوتين رو مردي جذاب آرام و درستكار مي دانند اما همين آدم كه قبلا در سازمان جاسوسي كمونيست ها كار مي كرد حاضر است دست به هر جنايتي بزند تا قدرتش حفظ شود از جمله كشتن خبرنگاران مخالف در انگليس فكر كنم نامش ويتوينكو بود و همچنين جناياتش در چچن و مدرسه اي كه ده ها كودك به خاطر دستور او كشته شدند. زيردريايي كورسك نيز از ديگر اقدامات جنايتكارانه او است شايد ده ها مورد ديگر هم باشد كه من فراموش كرده باشم.

بنابراين روسيه منافع ما را نمي خواهد بلكه همواره به خاك ايران نيز طمع داشته است.

سخن آخر :

يكي از دوستانم داستان كوتاهي برايم درباره روس ها تعريف كرد كه درست و غلطش را نمي دانم قضاوت با شما او گفت كه كوروش به سه دليل از نژاد روس ها خوشش نمي آمد ۱ - ماهي را خام مي خوردند ۲ - به زن هاي خود احترام نمي گذاشتند ۳ - به قول خود عمل نمي كردند.

اين جدا از اينست كه روس ها همواره به مشروب خواري مستي و عياشي معروفند.

نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386 ساعت 23:9 | لینک ثابت |
امروز به همراه همکارم به یک برنامه غیرمرتبط با حوزه ام رفتم

همایش بین المللی ایران - ترانزیت

بهرحال برای من به عنوان خبرنگار صنعت و معدن تجربه خوبی بود

اما نکته جالبی در این برنامه برایم پیش آمد که تامل در آن به نظرم مفید است

در قسمتی از برنامه وزرای کشورهای خارجی هم آمدند برای امضای بیانیه در یک سالن. اما بگذریم اینش مهم نیست چون از این تفاهم نامه زیاد تو ایران امضا می شه اما متاسفانه به هیچ خبرنگاری اجازه ورود ندادند فقط چند از خبرنگارای خودشون و عکاس رو راه دادند. جالب اینجاست که هر کدوم از مامورای حراست هم منو به همدیگر ارجاع می دادند در اونجا فهمیدم که اگر خبرنگار جسور و بی پروا نباشد فی الواقع به حرفه اش خیانت کرده است. آقایون اجنبی که خیلی هاشون هم نمی خواهند کشور ما پیشرفت کند بدون هیچ مشکلی به داخل سالن می رفتند و ما فقط نگاه می کردیم و منتظر. و این منظره بارها تکرار شد. در حالی که من چند لحظه توانستم داخل سالن را هم ببینم برای حتی ۵ یا ۶ نفر خبرنگار هم جا بود در حالی که ما حتی ۳ خبرنگار هم نبودیم پس بهانه کمبود جا هم در کار نیست. نمی دانم شاید مسوولان ما بخواهند برخی مسائل رو از مردمشون پنهان کنند چنانچه بعدا که فهمیدم برخی از کشورها در امضای بیانیه تعلل کردند و حتی دو کشور هم آن را امضا نکردند به نظر می رسید اتفاق نظر قاطعی وجود ندارد. اما این هم مهم نیست بلکه مهم اینست که یکبار دیگر هم خبرنگاران پشت در بسته مسوولان قرار گرفتند مثل خیلی مواقع دیگر.

نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386 ساعت 20:11 | لینک ثابت |
در حالی که اکثر افراد کارشناس مدام دم از تاریخ باشکوه ایران می زنند

جامعه ایران امروز با صفات زشتی که در آن گسترش یافته اند روبروست. وجود ظاهرسازی و دورویی در نزد مردم فعلی ایران غیرقابل انکارست شاید اگر هر کدام از ما به خودمان مراجعه کنیم به راحتی به آن پی می بریم.

شاید عوامل متعددی را بتوان در گسترش این صفت خطرناک و زشت در جامعه نام برد. توجه صرف به ظواهر دینی مانند چادر - مدرک گرایی مانند دانشجویان - سخت شدن ازدواج از عوامل شیوع این بلای خانمان سوز در جامعه هستند.

تاسف آور است که بدانیم این صفت در جامعه تا حد زیادی نهادینه شده است و حتی در فکر مردم به امری خوب و موجه تبدیل شده است. و چه بجاست که پیامبر می گفت روزی می رسد که دین خدا کاملا تغییر می کند و از آن جز کاغذ نمی ماند.

امروز مثلا اگر دختری بعد از مدت ها مانتو پوشیدن به یکباره چادر بپوشد دیگر به بلوغ فکری رسیده است و کاملا پاک می شود و انگار به دختری معصوم تبدیل می شود. در واقع سطح فکری آنقدر پایین آمده است که فقط تغییر در ظواهر مورد توجه است. سوال من اینست که پس تکلیف عقیده ایمان و از همه مهمتر تفکر چیست ؟ آیا این ها نیاز به تغییر ندارند. و هزاران مثال دیگر ...

خدایا کمکم کن که مثل خیلی های دیگه دورو نباشم و خود خودم باشم.

نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم تیر 1386 ساعت 23:35 | لینک ثابت |
خب بالاخره تابستان هم اومد (چقدر زود دارم میگم!!!)

اما هدفم از گفتن اومدن تابستان چیزی دیگری بود. در واقع با آمدن فصل تعطیلات جشن های ازدواج هم رونق بیشتری گرفته اند. سالن های برگزاری مراسم گل فروشی ها آرایشگاه ها همه همه مشغولند.

من هم بی نصیب نبودم و برادر عزیزم هم وارد زندگی مشترک شد که من از همین جا دوباره بهش تبریک می گم. اما واقعا در ازدواج نکته ای نهفته است که باید به آن توجه کرد. واقعا با مشکلات موجود در جامعه ما ازدواج به امری دست نیافتنی تبدیل شده است. در حالی که در قوانین اسلامی باید شرایط جامعه طوری باشد که افراد هر چه زودتر تشکیل خانواده بدهند اما در جامعه ما این برعکس شده است و این مسئله باعث به وجود آمدن جدایی عمیقی بین دختران و پسران شده است و نوعی بدبینی در آن ها به وجود آورده است.شاید باید دیگر ازدواج های قدیمی ایرانی را با آن زیبایی ها فراموش کنیم.

مسائلی مانند توقعات بالا مهریه های سنگین جشن های آنچنانی و هزار مانع دیگر همه و همه متاسفانه در جامعه ما وجود دارند و چطور می توان توقع داشت جوانان بتوانند به راحتی ازدواج کنند و چه بسا خیلی از آن ها منحرف شوند واقعا فکر می کنید اگر خیلی از همین معتادین و بزهکاران دارای خانواده مناسبی بودند و به موقع ازدواج می کردند به این راه ها کشیده می شدند.

به راستی گناه جوانانی که به علت ناتوانی در امر ازدواج به راه های خلاف کشیده شدند به عهده کیست و چه کسی یا کسانی مقصرند؟

قضاوت با شما

نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 23:12 | لینک ثابت |
فردا هم يكي از روزهاي خداست

اما اسمشو گذاشتند روز زن يا روز مادر. البته به نظر مي رسه بيشتر به روز مادر معروف باشه !

اما مهم نيست. عادت ما ايرانيا حتي متاسفانه اساتيد و بزرگانمان اينست كه تا يك روز مهمي مثل روز پدر يا مادر يا هر چيز ديگري مي آيد به جاي اين كه درباره ضعف ها و مشكلات روز جامعه كه داريم الان با آن ها زندگي مي كنيم حرف بزنند عادت دارند از بزرگي ها و شكوه آن سخن برانند. عادتي تكراري كه گويا تمامي هم ندارد و به همه سرايت كرده است. مثلا فردا. به دليل اين كه روز مادر فرا رسيده همه از منزلت حضرت فاطمه و مقام زن حرف مي زنند. فلان مسوول مي گويد زن بزرگ است. فلان استاد ادبيان مي گويد زن جايگاه والايي در شاهنامه دارد. او يكي يك چيز ديگه مي كه. جالب اينجاست همه هم با اين حرفا حال مي كنند. زن ها هم كيف مي كنند. اما غافل از اين كه داريم خودمان را گول مي زنيم. نه آن مسوول به وظيفه خود عمل مي كند. نه آن استاد ادبيات واقعا در دلش به حرف خود معتقد است و نه زنان ما به وظايف خود عمل مي كنند.

واقعيت اينست كه قصد داريم چهره كريه خودمان را با انبوهي از حرف هاي زيبا و جملات باشكوه پنهان كنيم. خودمان هم مي دانيم اما چه كنيم بايد يك جوري آن را پنهان كنيم.

نوشته شده توسط در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 ساعت 17:15 | لینک ثابت |
در شرایطی که سهمیه بندی بنزین در حال اجرا است

گزارشم درباره این که آیا گازسوز کردن خودروها بهترین راه حل است؟ قضاوت با شما

گازسوز کردن خودروها

نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 ساعت 22:18 | لینک ثابت |
و اینک صنعت و معدن

بالاخره بعد از بیش از یک ماه تدارکات برای گرامی داشت روز صنعت و معدن سرانجام ۱۰ تیر مراسمی با حضور همه کله گنده های صنعت کشور + آقای احمدی نژاد برگزار شد.

سالن اجلاس سران کشورهای اسلامی، روبوسی کله گنده ها با هم دیگر، همهمه، خاموشی در گوشه ای کز کرده و احتمالا غمگبن از این که صندلی ۲۷ ساله خود را از دست داد، هاشمی ثمره معاون وزیر صنایع و معادن و به احتمال زیاد اخوی آقای هاشمی ثمره رفیق فابریک آقای احمدی نژاد هم که مسوول برگزاری همایش امروز است آرام و قرار ندارد. همه هستند از منطقی گرفته مسوولان فعلی و اسبق معاونان وزیر نمایندگان مجلس شاید افرادی که بعضی اوقات برای مصاحبه با آن ها باید وقت زیادی صرف کنیم با وجود چنین مسوولانی امروز در نظرمان هیچ هستند. و سرانجام بعد از گذشت مدتی همهمه و آقای احمدی نژاد می آیند جهرمی و طهماسبی هم برای استقبال می روند همه بلند می شوند و او می آید البته این بار بدون کاپشن معروفش فقط کت و شلوار و بعد می نشیند. با بعضی دست می دهد و بقیه را از همان دور دست تکان می دهد.

مراسم با همه مشکلاتش مانند صدای نامفهوم سخرانان که تقریبا دو تای اول را که اصلا نفهمیدیم باز خدا پدر همکار خبرگزاری ایرنا را رحمت کند که یک هدفون به ما داد تا از بقیه مراسم جا نمانیم. سخنرانان یکی بعد از دیگری آمدند و حرف های خود را زدند. یکی از نرخ بهره های بانکی نالید یکی از حمایت ناکافی دولت و یکی هم ولش کن بابا ما که اینارو تو خبر آوردیم . بالاخره احمدی نژاد هم اومد و حرفاشو زد بارها وسط سخنرانی حرفاش با کف زدن افراد قطع شد. از عملکرد خودش دفاع می کرد و من البته هر از چند گاهی او را نگاه می کردم.

نهاوندیان تقریبا بعد از شروع مراسم وارد شد و رفت یک گوشه ای. جالب اینجاست که از راه دورم با همه سلام و علیک کرد و با کسی دست نداد. می شد تو چشماش پیروزی رو دید. در واقع پبروزی جوان بر یک پیر. خاموشی هم با حسرت به او نگاه می کرد چه در هنگام سخنرانی او و چه بعد از آن. شاید هم برای موفقتش دعا می کرد. نمی دانم در دل او چه می گذشت.

بله. خوب برای امروز دیگه زیاد نوشتم. برم برای امتحان فردا بخونم. فقط یک جمله می تونم بگم و اونم اینکه آقای احمدی نژاد امیدوارم در اداره مملکت و رفع مشکل این مردم بی نوا موفق باشی.

 

نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم تیر 1386 ساعت 10:6 | لینک ثابت |
و داستان خون دل های صنعتگران و تولیدکنندگان کشور همچنان ادامه دارد

گزارشم درباره ۱۰ تیر روز صنعت و معدن

روز صنعت و معدن

تقديم به همه صنعتگران و توليدكنندگان كشور كه در عين گمنامي پايه هاي حركتي ايران به شمار مي روند و علي رغم همه مشكلات همچنان متعهد به راه خود ادامه مي دهند

نوشته شده توسط در شنبه نهم تیر 1386 ساعت 18:9 | لینک ثابت |
يك خبر خنده آور

فكر كنم ديروز بود كه آقاي نعمت زاده معاون وزیر نفت در امور پالایش و پخش فرآورده های نفتی گفت كه در سهميه موتورسيكلت ها و خودروهاي دوگانه سوز تجديد نظر مي شود. جالب است وضعيت مملكت را نگاه كنيد طرح سهميه بندي ينزين بعد از ماه ها كار روي آن و نظرات كارشناسان مثلا خبره به همين راحتي به تجديد نظر نياز پيدا مي كند. معلوم نيست كه كارشناسان دولتي با حقوق هاي مكفي در اين ماه ها روي چي فكر مي كردند كه تازه معلوم شده سهميه هاي برخي از وسايل نقليه كافي نيست. واقعا بايد به خلاقيت و استعداد مسوولان و كارشناسان دولتيمان اميدوارم باشيم!

نوشته شده توسط در جمعه هشتم تیر 1386 ساعت 8:42 | لینک ثابت |
امان از دست این بنزین لعنتی

بازم یک تصمیم انتحاری دیگه مردمو دچار مشکلات زیاد کرد. آقایون از ما بهتران که همه خودرو دارند ککشان هم نمی گزد راحت هر کاری بخواهند می کنند. جالب اینجاست که در سهمیه بندی سهمیه خودروهای سیاسی و دولتی بسیار بالاست. بدبخت مردم بیچاره که این مشکل نیز به مشکلات دیگر آن ها اضافه شد. نمی دانم تا کی باید مسائلی از این دست را تحمل کنیم.

یک عده هم که این وسط خواستند عقده گشایی کنند افتادند به جان مال ملت و دلی از عزا درآوردند.

جالب اینجاست که بعد از این اقدام برخی از نمایندگان طرحی سه فوریتی را برای توقف سهمیه بندی ارائه کردند که از بعد از انقلاب تاکنون طرحی با این تعداد فوریت بی سابقه است .

نوشته شده توسط در چهارشنبه ششم تیر 1386 ساعت 20:43 | لینک ثابت |

می توانید با کلیک روی لینک زیر گزارشم را درباره صنعت آبکاری که صنعتی مادر اما گمنام و فراموش شده است بخوانید

صنعت آبكاري

نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 21:15 | لینک ثابت |
فکر می کنید این عکس متعلق به کیست ؟؟؟

یانگوم با بازی در سریال جواهری در قصر به محبوبیت زیادی در ایران دست یافته است به راستی دارای ویژگی هایی است که تامل در آن ها می تواند نکات مختلفی را روشن سازد. یانگوم در حقیقت نماینده طیفی از نه فقط زنان بلکه مردم رنج کشیده و محرومی است که با تلاش و کوشش و لیاقت خود توانایی کارهای بزرگ را پیدا می کنند و مشاهده می کنیم که حتی بعد از دست یافتن به مناصب بالا به فکر محرومان و دردکشیدگان هستند. بله وقتی مسوولان خود رنج کشیده باشند پایین دستان خود را نیز به خوبی درک خواهند کرد کاری که یانگوم در زمانی که در بین زنان دربار مقام بالایی داشت از خود نشان داد.

ضمن این که معصومیت چهره او نیز مزید بر علت شده است و نگاه هر انسانی را به خود خیره می کند. در واقع مظلومیت یانگوم نشانه ای از پاکی و ذات الهی او دارد هر چند که شاید خداپرست به معنای ما نباشد اما این تفکر به نوعی در ژرفای وجود او دیده می شود به طوری که او از اخلاق پیروی می کند و زمانی که همه دختران دیگر به بردگی و اعمال خلاف می پردازند او با معصومیت و پاکی خود عمل می کند و خود را به زشتی ها نمی آلاید.

بله ما نیز در جامعه خودمان یانگوم های زیادی داریم.

نوشته شده توسط در یکشنبه سوم تیر 1386 ساعت 20:13 | لینک ثابت |
 
business articles