در كشورهايي مانند ايران كه شهروندان و مسوولان آن مدام به پيشينه و سابقه آن مينازند، توليد محصولات فرهنگي نيز بايد در اولويت قرار داشته باشد. با اين وجود شاهد آن هستيم كه بازار اسباببازي كشور كه امروزه از مهمترين محصولات فرهنگي در همه جاي دنيا به شمار ميرود، در بست در خدمت خارجيها قرار گرفته است.
جالبه که بدونیم آنگ سان شوچی ۶۴ ساله تاکنون جوایز متعددی را به دلیل فعالیت هایش دریافت کرده که مهمترین این جوایز جایزه صلح نوبل است. دولت پادشاهی برمه قصد دارد با زندانی و محکوم کردن این زن وی را از حضور در انتخابات آینده نخست وزیری این کشور محروم کند اقدامی که با مخالفت شدید جهانی هم مواجه شده است.
در هر صورت آزادهی خواهی و آزاداندیشی هیچ حد و مرزی نداشته و هر کسی در سراسر عالم حتی در کشور تقریبا گمنامی مانند برمه پرچم آزادی خواهی رو بلند کنه شایسته احترام و تحسینه.
پدر این روزها به دور از هیاهوهای سیاسی به قول خودش قرآن پژوهی می کند. از کتاب نوح پیامبر تا کتاب ابراهیم و تورات و انجیل تا قرآن و سایر کتاب های مذهبی. همه را سیر کرده و از هر کدام بهره ای گرفته. باز هم به قول خودش آن چه را که فرصت نکرده در دوران جوانی به آن برسد در این دوران در کتاب های دینی جست و جو می کند.
پدر دوست داشت و دوست دارد تا علوم قرآنی و اخلاق را در این سن بخواند هرچند خواندن و درک کردن او از جنس روحانیون دنیادوست و سیاستمدار امروز ما نیست چه اگر بود در دوران کاری خود می توانست از مزایای فراوان آن دوران بهره گرفته و آینده فرزندان و نوادگان و ... خود را برای همیشه تامین کند.
پدر از جنس آن دسته از مسوولان نبود که از فرزندان خود آقازاده بسازند هرچند موقعیتش را داشت و همین موضوع ارزش زیادی برایم دارد.
خوشحالم که پدرم از جنس مسوولان فعلی نبود. او کارش را تمام و کمال انجام داد تا به من و امثال من بیاموزد که می توان درست کار کرد و با صداقت بود.
دوست دارم روزی برسد که فرزندان من هم همین طور درباره من قضاوت کنند.
توهم دين داري!
بسياري از ما فكر مي كنيم كه با گفتن چند جمله و یا ادای تعدادی از عبادات به خدا ايمان آورده ايم و همه چيز تمام است. تفكر اشتباهي كه متاسفانه امروز رواج گسترده اي در جامعه ما پيدا كرده است. اگر هزار يا دو هزار سال پيش و در عصر جاهليت پيامبران از گفتن چند عبارت مثل لا اله الا الله توسط يك انسان به شور و شعفي وصف ناپذير دست مي يافتند، امروز و در عصر ارتباطات و علم خجالت آور است كه خداپرستي را فقط در گفتن چند عبارت خلاصه كنيم. بسیاری از ما حتی تصور می کنیم که داریم مثلا به خدا و نعماتش فکر می کنیم اما حتی همین فکر ما هم توهم است چون پایه های فکری ما درست نیست.
آري خود خدا هم گفته است كه گفتن آن جمله كافيست تا انساني مسلمان شده و وارد دين اسلام شود، اما نبايد خودمان را با واژگان گول بزنيم.
به نظر مي رسد امروزه ديگر دين داري و خداپرستي مفهوم كاملا عميق تري پيدا كرده است.
مفهوم عميقي كه درك آن بسيار دشوار و در عين حال بسيار ساده است. مفهوم عميقي كه با شكل فعلي دين تفاوت هاي آشكاري دارد.
در مفهوم جديد دين عقل جايگاه بالاتري پيدا مي كند. به عنوان مثال اگر از كسي بپرسيد كه چرا به حج مي رود؟ جواب هايي از اين دست به شما مي دهد. رضاي خدا، عمل به وظيفه شرعي، كسب ثواب، بهره معنوي، پاك شدن روح و غيره. اما آيا واقعا پشت اين جواب ها تفكر درستي وجود دارد؟
در صورت ارايه هر يك از پاسخ هاي فوق مي توان اين سوال را مطرح كرد كه آيا بر اساس احكام ديني كمك به دشمنان خدا و امامان درست است يا خير؟ پس چرا سالانه هزاران نفر بخش عمده اي از پول حج رفتن خود را به جيب گشاد وهابي هاي سعودي مي ريزند؟ كه از نظر شيعيان دشمنان اصلي دين خدا هستند. تازه آن ها رفتار شرم آوري هم با قبور امامان شيعه در عربستان دارند. نمونه چنين سوال هايي را مي توان در ساير بخش هاي مربوط به حوزه دين نيز مطرح كرد.
ممكن است بازتعريف تعابير ديني به مذاق برخي به اصطلاح دين داران خوش نيايد و آن ها اين تغييرات را برنتابند. اين ها همان خشك مذهبان غيرمنطقي هستند كه به هر نحو ممكن مي خواهند جلوي بازتعريف ها را بگيرند.
آدم هايي كه هيچ چيز حتي جان انسان ها برايشان مهم نيست و حاضرند حتي نزديكترين افراد خود را هم در موقع لازم قرباني مي كنند.
علت مخالفت اين افراد هم مي تواند سه چيز باشد: يكي اين كه جاهلند و اطلاع ندارند. دو اين كه به وضع موجود عادت كرده و حاضر به تغيير وضع نيستند و ديگر اين كه حتما منافعي دارند كه حاضر نيستند هيچ تغييري در وضع موجود ايجاد شود.
در هر صورت آن چه امروز تحت عنوان دين و اعتقاد با آن سروكار داريم با حقايق و واقعيات فاصله زيادي دارد. نمي توان باور كرد كه ارزشمندترين موجود عالم با آن همه تفكرات مترقي قيام كرد تا اين عقايد امروز به ما برسد. او قطعا اهداف درازمدتي داشت و در ذهنش چند هزار سال بعد از خودش را هم تصور كرده بود. من مطمئنم كه آخرين فرستاده خدا حتي من و تو متعلق به هزاره سوم را هم مي شناخت و براي ما چاره انديشي كرده بود. مهم اينه كه ما با عقلانيت به فكر پيدا كردن چاره انديشي هاي او باشيم. زيرا ما معتقديم دين داري مي تواند مشكلات هر جامعه اي را حل كند. اگر به اين موضوع اعتقاد نداريم كه هيچ.
پس حتما در دين و دين داري ما ايرادات زيادي وجود دارد كه اين قدر مشكل در جامعه ما به وجود آمده. بماند برای بعد...
اما در ايران چي مي گذره؟ وزير ارتباطات مملكت مي گه لزومي نداره مردم به اينترنت پرسرعت دسترسي داشته باشن! سيستم تلفن همراه به مدت چندين هفته به صورت خودسرانه قطع مي شه! شركت هاي خارجي يكي پس از ديگري از ايران اخراج مي شن! براي تلفن هاي مردم شنود گذاشته مي شه! و هزاران و هزاران مطلب ديگر.
اما بايد اين سوال را پرسيد كه تا كي قرار است خيانت هاي شركت مخابرات و وزارت ارتباطات به مردم ايران ادامه پيدا كند؟ چه كسي پاسخگوي اين خيانت هاست؟ تا كي مردم ايران بايد از ارتباط با دنياي خارج از ايران محروم بمانند؟ آيا كسي يا كساني از ارتباط مردم ايران با دنياي خارج واهمه دارند و مي ترسند مردم با آشنايي با علوم روز ديگر وقعي به تفكرات متحجرانه آن ها نگذارند؟
اس ام اس به مدت چندين هفته به صورت كاملا خودسرانه قطع مي شود و بدون هيچ گونه عذرخواهي مسوولان مخابرات با پررويي تمام از قطعي سيستم هاي به دلايل فنی خبر ميدهند؟ آيا به نظر شما مردم ايران هالو هستند؟
وزارت ارتباطات به چه حقي اجازه رواج گسترده اينترنت پرسرعت را در ايران نمي دهد؟ آيا مردم ايران آدم نيستند؟ آيا اين رسم خدمت به مردم و مردم داريست؟ آيا اين رسم مملكت داريست؟
مسوولان پرمدعاي وزارت ارتباطات تاكنون موفق به جذب چند شركت خارجي معتبر براي سرمايه گذاري در ايران شده اند؟ خصوصي سازي مخابرات آيا سودي در بر داشت؟ آيا مخابرات واقعا خصوصي سازي شد؟
قضيه ارسال شش باري اس ام اس ها چيه؟ لابد آقايون مي خوان دو لا پهنا حساب كنن! اين طور تصور مي شود كه مسوولان مخابرات در مواجهه با ارسال هاي ميليوني اس ام اس در ايام عيد و روزهاي مهم خيلي پررو شدن و فكر مي كنن كه هر كاري با مردم بخوان مي تونن انجام بدن.
لابد فراموش كردن كه اگه همين مردم يه مدت همراه اولو تحريم كنن اين سيستم كلا فرو مي پاشه.
اين رسم مملكت داري نيست كه ايران از فنآوري اطلاعات عقب بمونه و در محروميت دست و پا بزنه و بعد عده اي در اتاق هايشان نشسته و به مردم بخندند.
شايد اصلا همون بهتر باشه كه وزارت ارتباطات نداشته باشيم ديگه كمتر غصه مي خوريم. وزارت ارتباطات و زيرمجموعه هاش باید كلا منحل بشن و همه كارمنداش هم اخراج بشن تا ديگه اسمي از اين وزارتخونه روسیاه شنيده نشه.
در هر صورت اين رسم مملكت داري نيست و در آخر می رسیم به این گفته معروف از چارلی چاپلین که اگر به موقع حرفها را نشنویم مجبور به شنیدن فریادها هستیم.
این قوم ستمکار و متحجر به هر روشی و به ویژه از راه دین و مذهب برای رسیدن به هدف خود دست زده و به پیشرفته ترین سلاح ها هم مجهز می شوند.
قدرت آن ها به حتی خواهد رسید که دیگر کسی را یارای مقابله با آن ها نیست. آن ها در کوچکترین پست های حکومتی یاران خود را گماشته و بر همه چیز مسلط می شوند.
اما این قوم متحجر اگرچه در بسیاری از موارد همه سناریوها را بررسی کرده و به حساب خود فکر همه جای کار را کرده اما از آن جایی که هیچ گاه نمی توان با ظلم حکومت کرد کم کم به وسیله خودش گورش را کنده و در عین ناباوری به راحتی از هم فرو می پاشد.
آن روزی که این قوم متحجر و به ظاهر دین دار مضمحل می شود و دنیا آزاد می شود در واقع همه تلاش های آزادگان جهان در سراسر تاریخ چه آن ها که به ظاهر شکست خوردند و چه آن ها که برای مدتی پیروز شدند به نتیجه رسیده و مردی از تبار انسانیت و صداقت جهان را یکپارچه و متحد خواهد کرد.
در این جا می توان پی برد که نظریه های نظریه پردازان غربی در خصوص نبرد بین بشریت چندان هم اشتباه نیست. اگرچه شاید نتوانیم این نبرد را نبرد بشریت بنامیم اما می توان آن را نبرد بین تحجر و شر و آزاداندیشی و خیر دانست. نبردی که در آن حتی پدر و پسر هم در مقابل هم خواهند ایستاد و مجبور به کشتن یکدیگر خواهند شد.
