ایرادات اساسی برقانون اساسی(۶)

به نام خدا

یکی ازایرادات مهم قوانین اساسی اصول فراوانی است که درآنها آمده است مثلا همین قانون اساسی خودمان که ۱۷۷ اصل است

که حتی نه مردم بلکه خود مسوولان هم ازآنها خبری ندارند

علاوه برآن تغییر این اصول هم بسادگی میسور نیست وملت سالها باید منتظر اصلاح قانون اساسی باشد

لذا باید قانون اساسی حاوی اصولی باشد که لا یتغیر است

مانند مردم سالاری قانونمداری یا اصل استقلال ووحدت قوا

بنابراین اصول قانون اساسی به حداکثر ۵ تا ۶ اصل تقلیل می یابد

دراینجا شورای نگهبان احکام الهی وبشری خود حافظ این موارد هستند ودر تصویب قوانین نظارت دارند ونیازی به درج آنها در قانون اساسی نیست

چون نه همه آنها میسور است ونه وجود برخی ازبقیه بی نیاز می شویم

پس یکجا مسوولیت آنهارا برعهده شورای یاد شده قرار می دهیم

دراصلاح آتی قانون اساسی باید این موارد اصلاح گردد.

نکته :آنچه اکنون در جامعه درمورد اختلاف در امر توقف جنگ مطرح است محصول ضعف قانون اساسی درامر مردم سالاری قانونمداری واستقلال قواست.

ایرادات اساسی به قانون اساسی(۵)

به نام خدا

طبق یکی از اصول پایه درقانون اساسی تشکیل قوا ی سه گانه جدایی ازیکدیگر واستقلال وتجزیه ناپذیر بودن آنهاست.

یعنی درهر کشور مردم سالار وقانونمدار سه قوه تقنین اجرا وقضا وجوددارد که ازیکدیگر مجزا ومستقل اند وهمه امور مربوط به هریک منحصرا درآن قوه قرار دارد

مثلا امر تقنین منحصرا دراختیار قوه مقننه است وهیچ مرجع دیگری حق قانونگذاری ندارد ویا قوانین را نسخ کند

یا قوه مجریه واحد است وموارد اجرایی میان دو دستگاه تقسیم نشده است

ویا دستگاه قضا یکپارچه برتمامی دادگاه ها ودادسراها احاطه دارد نه اینکه بخشی درخارج از قوه قضائیه اقدام می کند

مضافا اینکه جرم درمورد همه مجرمان چه نظامی یا غیر نظامی ویا روحانی یکسان بوده ورسیدگی واحدی درمیان باشد

این امور موجب بی عدالتی می گردد

ازجمله تجزیه قوا بوجودآمدن حساب های غیر متمرکز دولت است مثلا ما یک خزانه داریم ویک بیت المال درحالیکه همه درآمدها متعلق به ملت ایران است وبدون تصویب مجلس نباید هزینه شود

در اصلاح قانون اساسی باید این موارد خارج ازچارچوب مرتفع گردد.

ایرادات اساسی برقانون اساسی(۴)

به نام خدا

کشور باید قانون‌مدار باشد ومجلس درراس امور وقانون فصل الخطاب باشد اما می بینیم که در کشور شوراها یی تشکیل شده است که نه درقانون اساسی پایگاهی دارد ونه مصوبات آن قانون محسوب می گردد اما مجلس یا قوه مقننه نمی تواند با مصوبات آن مخالفت کند مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی یا شورای عالی فضای مجازی ویا.....

درقانون اساسی تنها یک شورای عالی وجوددارد به نام شورای عالی امنیت ملی وبقیه فاقد پایگاه قانونی است

علاوه بر آن این مجلس است که باید سیاست های کلی را تنظیم کند نه مجمع تشخیص مصلحت

به عبارتی مجمع تشخیص ویا شوراهای عالی درراس امورند نه مجلس ولذا قانون فصل الخطاب نیست

در اصلاح قانون اساسی باید همه اینگونه تاسیسات برچیده شود وکشور بر مدار قانون مدیریت گردد

ایرادات اساسی به قانون اساسی(۳)

به نام خدا

همگی بیادداریم که امام راحل در ورود به ایران دربهشت زهرا چه فرمودند؟

اگر پدران ما طالب سلطنت بودند حق داشتند اما نسل امروز دیگر سلطنت را نمی خواهد وطالب نظام دیگری است

اما متاسفانه تندروهای دو آتشه درسال ۶۸ قانون اساسی را بگونه ای تنظیم کردند که تا ابد ملت ایران نتواند نظام خودرا تغییر دهد

انتهای اصل ۱۷۷ قانون اساسی را ببینید که ملت ایران ده مورد را نمی تواند هرگز اصلاح کند.

وجالب اینکه طبق اصل ۵۹ در مسائل مهم می توان همه پرسی نمود اما درطول بیش از۴ دهه تا کنون یک بار هم همه پرسی صورت نپذیرفته است

وجالبتر اینکه تغییر قانون اساسی منوط به همه پرسی است اما مسوولان اصل ۴۴ قانون اساسی درمورد ملی بودن بانک وبیمه را بدون همه پرسی تغییر دادند و نتیجه بانکداری خصوصی را هم دیدیم

در آینده دراصلاح قانون اساسی این موارد باید حذف گردد واصول مردم سالاری وقانونمداری پایدار بماند

ایرادات اساسی به قانون اساسی (۲)

به نام خدا

یکی از مهمترین اصول در قوانین اساسی صراحت وروشنی اصول آن است که نیاز به تفسیر ندارد

چه در تفسیر می توان مسیر اصلی قانون را منحرف نمود

ایراد مهم دیگری که برقانون اساسی ایران هست قابل تفسیر بودن اصول آن توسط شورای نگهبان است

برای مثال دو مورد از ده ها موارد تفسیر آن شور را مطرح می کنم

شورای نگهبان در امر نظارت درانتخابات آنرا نظارت استصوابی تفسیر نموده است بدین معنی که آن شورا می تواند بهر علتی افرادی را ازنامزدی درانتخابات کنار بزند

این امر به معنای محدودیت در امر مردم سالاری است یعنی بجای آن گزینه سالاری شورا حاکم است

مورد دیگر رئیس جمهور طبق اصل ۱۱۳ مجری قانون اساسی درکشور است شورا آنرا با تفسیر محدود به قوه مجریه نموده است واین یعنی خارج نمودن رسیدگی به اجرای قانون اساسی درسایر قوای کشور از مسوولیت رئیس جمهور

ومواردی دیگر که آثارش را می بینیم

در اصلاح قانون اساسی باید امر تفسیر قانون اساسی حذف گردد

ایرادات اساسی به قانون اساسی ایران(۱)

به نام خدا

ایراداتی اساسی به نظر بنده به قانون اساسی کشور وارد است که در اصلاح آتی باید مدنظر باشد.

مواردی را به ترتیب درزیر می اورم .

مهم ترین ایراد نام حکومت کشور است جمهوری اسلامی

در حالیکه رئیس این جمهوریت رئیس جمهور نیست بلکه ایشان شخصیت دوم کشورند وتنها رئیس قوه مجریه اند آن هم بخشی ازقوه مجریه

در تمام کره خاکی درمیان ۲۰۰ کشور موجود آنکه جمهوری است رئیسش رئیس جمهور است نه شخص دیگری

والا حکومت های غیر جمهوری یا پادشاه یا امپراتور ویا امیر و...رئیس کشورند

بنابراین این پدیده نادری است که اساس جمهوریت را زیر سوال می برد ویا آنرا بی اعتبار می کند .

شاید مناسب باشد مقام رئیس جمهور حذف و نخست وزیر

جایگزین شود و نام حکومت امارت اسلامی ایران قرار گیرد.